وصیت نامه شهید دکتر علی شریعتی-بخش دوم
فرزندم
تو می توانی(( هرگونه بودن )) را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی.اما آزادی انتخاب تودر چهارچوب انسان بودن نیز همراه باشد.وگرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است.که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس و هیچ چیز.
انسان بودن یعنی چه؟انسان موجودی است که اگاهی دارد به خود و جهان و می آفریند خود را و جهان را و تعصب می ورزد و می پرستد و انتظار می کشد و همیشه جویای مطلق است.جویای مطلق . این خیلی معنی دارد.رفاه، خوشبختی ، موفقیتهای روزمره زندگی و خیلی چیزهای دیگر به آن صدمه می زند.اگر این صفات را جزو صفات آدمی بدانیم چه وحشتناک است که می بینیم دراین زندگی مصرفی و این تمدن رقابت و حرص وبرخورداری همه دارد پایمال می شود.انسان در زیر بار سنگین موفقیتهایش دارد مسخ می شود.
علم امروز انسان را به یک حیوان قدرتمند بدل می کند. تو هرچه می خواهی باش اما آدم باش.
اگر پیاده هم شده سفر کن.در ماندن می پوسی.
هجرت کلمه بزرگی در تاریخ انسانها و تمدنهاست.
آفریقا مصرع دوم بیتی است که مصراع اولش اروپاست.در اروپا مثل غالب شرقی هابین رستوران و خانه و کتابخانه محبوس ممان.این مثلث بدی است. این زندان سه گوش همه فرنگ رفته های ماست.
چقدرآدم هایی را دیده ام که بیست سال در فرانسه زندگی کرده اند وبا یک فرانسوی آشنا نشده اند.فلان آمریکایی که به تهران می آید و از طرف مموشهای شمال شهر و خانواده های قرتی لوس اشرافی کثیف عنتر احاطه می شود.تا چه حد جو خانواده ی ایرانی و روح جاده ی شرقی و هزاران پیوند نامرئی و ظریف انسانی خاص قوم را لمس کرده است؟
اگر به اروپا رفتی اولین کارت این باشدکه در خانواده ای اتاق بگیری که به خارجی ها اتاق اجاره نمی دهنددر محله ای که خارجی ها سکونت ندارند.ازاین حاشیه مصنوعی بی مغز آلوده دور باش.با همه چیز درآمیز وبا هیچ چیز آمیخته مشو.درانزوا پاک ماندن ، نه سخت است نه با ارزش (( کن مع الناس و لا تکن مع الناس ))واقعاً سخن پیغمبرانه است.
واقعیت خوبی و زیبایی در این دنیا جز این سه هیچ چیز دیگر به جستجو نمی ارزد، نخستین با اندیشیدن علم ، دومین با اخلاق مذهب و سومین با هنر عشق